تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-01:27 بعد از ظهر
شاید ریشه بسیاری از اصلی ترین چالش های موجود در هر رشته ای از همان جایی نشات بگیرد كه مفاهیم به ظاهر بدیهی در آن قرار دارد. تعریف بدیهیات به نظر كاری عبث و بیهوده می آید، اما فراموش كردن همین تعاریف اولیه باعث می شود مشكلات فراوانی به وجود آید.
برای این كه مشكلاتی كه به آن اشاره می كنم مفهوم تر شود به موضوعاتی كه احتمالاهر روزنامه نگار علمی در ایران ـ و در اغلب نقاط جهان ـ با آن دست و پنجه نرم كرده است، توجه كنید.
ـ شما در مقابل یك دانشمند محترم و جا افتاده و باسابقه قرار گرفته اید و مشغول پرسش و پاسخ با او هستید. به سوالی می رسید و در جواب شما، آن فرد به جای آن كه پاسخ دقیقی بدهد، به شما می گوید: این سوال خیلی مرتبطی نیست بهتر است از آن بگذرید.
ـ در پایان یك گفت وگو و مصاحبه شخص مصاحبه كننده یا مسوول روابط عمومی آن دانشگاه و موسسه ضمن تشكر از شما محترمانه یا نامحترمانه از شما درخواست می كند متن نهایی گفت وگوی خود را جهت تایید به دفتر ایشان ارسال كنید.
ـ هنگام تهیه گزارش از یك موضوع مثلامحیط زیستی، فناوری یا امثال آن مسوولانی كه با آنها تماس می گیرید، به شما می گویند به صلاح نیست در این باره فعلاصحبت شود و بهتر است بعدا صحبت كنیم و ما خودمان به شما اطلاع می دهیم.
ـ مسوول یك موسسه علمی با شما تماس می گیرد و می گوید من یك خبر خیلی ناب و دست اول برای شما دارم و لطف كنید همین امروز در صفحه روزنامه جای دهید. متن خبر را هم برایتان ارسال كرده ام و لطفا به همان شكل كار شود.
ـ یك مخترع، نوآور و محقق با شما تماس می گیرد و ضمن ارسال گواهی هایی از ثبت دفتری كارها و طرح های خود از شما می خواهد گفت وگویی با او انجام دهید و با این كه تقریبا به هیچ یك از سوال های شما جواب درست نداده، با قسم و آیه از شما می خواهد مطلبش را كار كنید.
ـ خبری شگفت انگیز را در یكی از سایت های خبری، رادیو و تلویزیون یا روزنامه های دیگر می بینید و بلافاصله وسوسه می شوید برای عقب نماندن از قافله و متهم نشدن به خبر خوری از سوی مسوولان رسانه خود آن را منتشر كنید.
اگر تاكنون در هر یك از شرایط بالاقرار گرفته و به سوال ها، درخواست ها و وسوسه های اشاره شده پاسخ مثبت داده اید، به طور جدی باید به مرور جایگاه خود به عنوان روزنامه نگار علمی بپردازید. همه این درخواست ها و وسوسه ها از آنجا ناشی می شود كه بسیاری از مردم جایگاه روزنامه نگار علمی را نمی شناسند و گاه خود روزنامه نگارهای علمی نیز این جایگاه را فراموش می كنند.
پس پرسیدن سوال خبرنگار علمی كیست و پاسخ دادن به آن حداقل بخشی از مشكلات ما را رفع می كند.
ادامه مطلب
تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-01:18 بعد از ظهر
رسانهها اعم از تلویزیون، رادیو، اینترنت، فیلم، ویدیو، روزنامه و مجله هر روز به طور فزاینده اطلاعات و سرگرمیها، آگهیهای مختلفی را به ما عرضه میکنند و همگی نقش مهمی را در شکل دهی و نفوذ به فرهنگ، ارزشها، دیدگاهها و اعتقادات ما بازی میکنند.
به عبارت دیگر در عصر جدید با ویژگی ظهور وسایل ارتباطی نوین به مراتب بیش از گذشته ما تحت بمباران رسانهای هستیم که به نظر میرسد بهترین راه ممکن برای بقا در این شبکه اطلاعاتی که در سراسر محیط فرهنگی ما ریشه دوانده است، حفظ استقلال، اجتناب از انفعال، بهرهمندی از تفکری منتقدانه و به عبارت دیگر افزایش توانایی گزینش، انتخاب و چالش با این موج فراگیر است که تنها از طریق تکامل سواد رسانهای میسر است. سواد رسانهای نه تنها به کودکان بلکه به بزرگسالان، مهارتهای لازم را برای برقراری ارتباطی متفکرانه و آگاهانه با رسانهها را میآموزد و در عین حال نگاهی دقیق، دیدگاهی نقاد و تحلیلی به پیامهای رسانهای مکتوب، دیداری و شنیداری فراهم میآورد.
یک مفهوم گسترده از سواد رسانهای که در کانادا مطرح است شامل یک سری از شایستگیها و کفایت ارتباطی است که در برگیرنده توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی، پردازش فعال اطلاعات در اشکال متفاوت پیامهای مکتوب، دیداری و شنیداری است. از آنجا که سواد رسانهای طبیعی میان رشتهای دارد، پاسخی لازم، ضروری، اجتناب ناپذیر و واقع بینانه به ارتباطات پیچیده و در حال تغییر محیط الکترونیک و رسانههایی که مانند شبکهای اطراف ما را احاطه کردهاند میباشد.
بنابراین شاید ما نتوانیم بر هر آن چه که جزء سیاستهای پنهانی رسانهها است آگاهی داشته باشیم اما مطمئناً این امر را تصدیق میکنیم که ما میتوانیم با سواد رسانهای بیشتری با آنها روبرو شویم تا برخوردی آگاهانه و منطقی با آنها داشته باشیم و به راحتی تسلیم همه اطلاعاتی که دریافت میکنیم نشویم بلکه با تعبیر و تفسیر و پردازش اطلاعات، تواناییهای خود را در این زمینه بهبود و توسعه ببخشیم و در جهت اعتلای آگاهیهای مخاطبین در برخورد با رسانهها گامهای مؤثری برداریم.
در واقع هر رسانهای دستورالعمل و سیاست خاص خود را دارد و واقعیتها را به شیوه خاص خود تدوین میکند. بنابراین رسانههای مختلف ممکن است یک واقعه واحد را به صور گوناگون ارائه نمایند.
هربرت شیلر استاد دانشگاه کالیفرنیا و محقق علوم ارتباطات معتقد است که: «گردانندگان وسایل ارتباط جمعی برای سرپوش گذاشتن بر فریبدهی و دستکاری فکری مخاطبان خود، که به طور نامرئی انجام میشود، بر اصل بیطرفی روزنامه نگاران تکیه میکنند و بدین ترتیب، واقعیتها را به عنوان رویدادهای عینی ارائه میدهند، در حالی که در واقع به علت تعارضهای اجتماعی و منافع طبقاتی، اماکن عینی گرایی وجود ندارد.
رسانهها با تولید و انتشار پیامهای گوناگون در گسترهای وسیع با حضور و نفوذ عمیق در ابعاد مختلف انسانی، در امر تبادل اطلاعات و اخبار، اندیشه و فرهنگ و ایجاد تغییر در تلقی، باور و رفتار مخاطبان، نقشی ممتاز و انحصاری دارند. پس آنچه ضروری به نظر میرسد آن است که مخاطبان با نگاهی تیزبینانه و موشکافانه با این پیامها برخورد نمایند. در این زمینه سواد رسانهای میتواند به مخاطب کمک کند تا وقایع را پیش بینی کند و سطح آگاهی خود را بالا ببرد و در نتیجه به موقعیت پیشرو یا رهبری دست یابد. سواد رسانهای همچنین به مخاطب کمک میکند تا خود بدون کمک منتقدان از پس تعبیر و تفسیر رسانه (مثلاً فیلم) با کمک قواعد و قراردادها نشانه شناسی و معناشناسی برآید.
بنابراین میتوان گفت سواد رسانهای سبب میشود تا جهتیابی فرد با دوراندیشی و درایت و نیز درک موقعیتها همراه شود. از همین رو همواره تحقیقات نشان داده شده است که افراد موفقتر انتخابهای برگزیدهتری از رسانهها دارند، زیرا آنها به گونهای هدفمند و گزیدهتر از رسانهها در جهت تثبیت و ارتقای موقعیت خود بهره میگیرند.
در هر صورت سواد رسانهای مهارتی لازم و ضروری به نظر میسرد که میتواند اثر رسانههای گروهی را تعدیل کند و به مخاطبان این امکان را بدهد که با آگاهی کامل، پیامهای رسانهای را پردازش کنند. برا ین مبنا مخاطبان ماهر به طور فعال آثار مطلوب یا نامطلوب را تشخیص داده و آثار منفی را رد و آثار مثبت را جذب میکنند.
امروزه درجه نفوذ رسانهها در جوامع و شکل دهی روابط در آنها به حدی است که سواد رسانهای را به امری اجتناب ناپذیر مبدل کرده است و لزوم فراگیری سواد رسانهای در دنیایی که رسانهها از جهات مختلف آن را شکل داده و در آن رسوخ کرده امری ضروری به نظر میرسد.
یکی دیگر از ضرورتهای فراگیری سود رسانهای افزایش قدرت کنترل و گزینشگری بر جریان اطلاعات است که باعث میشود تا مخاطب در برابر تراکم اطلاعات، عکسالعمل مناسبی داشته و اطلاعات مورد نیاز را گزینش و بقیه را حذف نماید به گونهای که تکههای کوچک اطلاعات را به شیوه معناداری دسته بندی و جدا کرده تا از تراکم آنها جلوگیری کند.
تاریخچه سواد رسانهای
تورنتو، انتاریو، نخستین شهری بود که در آن سواد رسانهای به کار گرفته شد و لذا نزد دست اندر کاران سواد رسانهای «مکان مقدس» نامیده میشود. سواد رسانهای در تورنتو اصولاً توسط سازمان موسوم به «انجمن سواد رسانهای» (AML) معمول شد. این انجمن که در سال 1978 تاسیس شد یک سازمان خیریه متشکل از آموزگاران مدارس و استادان دانشگاههاست و تاکنون، نقش رهبری را در زمینه سواد رسانهای در تورنتو و نیز در کانادا بر عهده داشته است. چشمگیرترین دستاورد انجمن AML این است که توانست سواد رسانهای را رسماً در نظام آموزشی مدارس استان انتاریو بگنجاند. محتوای این برنامه مبتنی است بر رهنمودها و دستورالعملهایی برای آموزش رسانه توسط آموزش و پرورش و کتاب درسی «سواد رسانهای» که در سال 1989 توسط همین وزارتخانه انتشار یافت. اگر چه کتاب درسی مزبور توسط آموزش و پرورش منتشر شد ولی AML نیز در کار تهیه و تکمیل آن همکاری نزدیک داشت. این نخستین کتاب درسی مربوط به رسانههاست که بدینسان تهیه شده است.
ادامه مطلب
تاریخ:پنجشنبه 13 بهمن 1390-10:38 بعد از ظهر
گوستاو لوبون (فرانسوی)
۲.گابریل تارد (فرانسوی)
۳.فردیناند تونیز (آلمانی)
۴. دیوید رایزمن (آلمانی)
۴. ماکس وبر (آلمانی)
۵. مارشال مک لوهان (امریکایی کانادایی الاصل)
۱. لوبون:
محور اصلی بحث لوبون مفهوم انبوه خلق و تودهوارسازی جوامع
است.
شناخت مفهوم توده:
معرف بیشترین میزان جمعیت انسانی است که از بالاترین میزان
فشار اجتماعی برخوردار است.
این نوع از جمع انسانی دارای کمترین همبستگی ارگانیکی است.
این جمع فارغ از هرگونه خصوصیت نژادی، ملیتی، جایگاه و طبقه
اجتماعی، جنس و موقعیت شغلی در کنار هم قرار میگیرند.
در توده شخصیت فردی از بین میرود و شخصیت ناخودآگاه جمعی
که با شخصیت تک تک اعضا متفاوت است، جای آن را میگیرد.
در توده روح مشترک جمعی وجود دارد که با روح تک تک اعضا
متفاوت است.
لرنر این روح مشترک را احساس مشترک مینامد و معتقد است که
رسانه آن را ایجاد میکند.
در نقد «انبوه خلق» لوبون، مفهوم «انبوه تنها» مطرح است که
به معنی قرار گرفتن فرد در جمعی است که انسجام ارگانیکی ندارد و انسجام آن از نوع
مکانیکی است.
انواع انبوه خلق: قراردادی، فعال، نمایشی،
لوبون برای مطبوعات نقش قدرتمندی قائل است و معتقد است که
این مطبوعات بودند که آتش جنگ مریکا و اسپانیا را برافروختند. همچنین لوبون در
برخی موارد از مطبوعات انتقاد میکند. به وطور مثال تابعیت آنها از اوامر حکومتی
و یا نقش مطبوعات در ایجاد و گسترش شایعه را جز نقشهای منفی مطبوعات میداند.
۲. تارد:
تارد مفهوم همگان را در مقابل انبوه خلق لوبون مطرح میکند
و همچنین به قوانین تقلید میپردازد.
تارد همگان را یک جمع نامجاور از لحاظ جغرافیایی معرفی میکند
و آن را یک اجتماع معنوی میداند که اعضا بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و برخلاف
انبوه خلق این اعضا الزاما در مجاورت یکدیگر قرار نمیگیرند.
همگان دوشادوش یکدیگر نیستند و صدای هم را نمیشنوند اما
دارای یک ارتباط معنوی قوی هستند. که بر اساس قوانین تقلید، تلقین فکری نامجاور در
آنها به وجود میآید. بنابراین همگان نسبت به انبوه خلق از مرحله بالاتری از رشد
اجتماعی برخوردار است و جنبه فکری و معنوی دارد.
۳. تونیز:
تونیز از نخستین کسانی است که وضعیت جامعه مدرن را با توجه
به انواع ارتباطات و روابط اجتماعی مورد مطالعه قرار میدهد.
تونیز جامعه انسانی را قابل تفکیک به به دو نوع اجتماع و
جامعه میداند. که در اجتماع که یک جمع معنوی است، وظایف خودانگیختهاند و روابط
غریزی، عاطفی و طبیعی است.
و در جامعه که جمع بزرگتری نسبت به اجتماع است، اراده حساب
شده و سنجیده است و فرد به دنبال مقاصد شخصی است.
تونیز بحث ارتباطات ادبی از جمله مطبوعات و روزنامه ها را
مورد توجه قرار میدهد و معتقد است که مطبوعات رکن اصلی جامعه هستند و قدرت آنها
از دولت و ارتش نیز بالاتر است. زیرا قدرت دولت و ارتش در چارچوب مرزهای سیاسی یک
کشور است در حالیکه قدرت مطبوعات از مرزهای ملی یک سرزمین میگذرد.
تونیز برای مطبوعات هم نقش مثبت و هم نقشی منفی قائل است.
آنجا که گستردگی ارتباطات از مرزهای سیاسی بالاتر میرود از نقش مثبت و آنجا که
ارتباطات ارگانیک افراد جامعه از بین می-رود از نقش منفی مطبوعات سخن میگوید.
ادامه مطلب مراجعه فرمایید
تاریخ:جمعه 23 دی 1390-11:37 بعد از ظهر
کنش اجتماعی معطوف به حصول تفاهم میباشد. بر مبنای
این نظریه، کنشگران برای رسیدن به یک درک مشترک از طریق استدلال، وفاق و همکاری
با یکدیگر ارتباط متقابل برقرار میکنند.
پیشینه این نظریه را باید در آثار و اندیشههای
یورگن هابرماس (Jurgen Habermas: 1929) از متفکران برجسته فلسفه و علوم اجتماعی و از نظریهپردازان
انتقادی پسامارکسیست آلمانی، جستجو کرد و در واقع باید این تئوری را از شناخته شدهترین
ایدههای هابرماس بهشمار آورد. ردپای این نظریه که در قسمت بیشتر آثار وی به چشم
میخورد، برای اولینبار در کتاب دو جلدی او تحت عنوان "نظریه کنش
ارتباطی" (1981) ارائه گردید.
هابرماس در این کتاب تحلیل پیچیدهای از جامعه
سرمایهداری ارائه کرده و روشهای ممکن را که از طریق آنها میتوان در برابر
اثرات ناشی از عقل ابزاری (عقلانیت وبری) پایداری کرد که همانا اخلاق و آزادسازی
ارتباطی بود، بررسی کرد و کنش ارتباطی را در برابر کنش معقول و هدفدار ماکس وبر (Max Weber: 1864-1920) مطرح ساخت.
مفهومشناسی کنش ارتباطی
در تبیین و بررسی مفهوم کنش ارتباطی، لازم است در
ابتدا به مفهومشناسی "کنش اجتماعی" بهعنوان مقسم "کنش
ارتباطی" پرداخته شود تا پس از روشن شدن مفهوم آن بتوان بهدرستی به معنای
کنش ارتباطی رسید.
کنش اجتماعی (Social Action) که ناظر به رفتارهای بشری
در محیطهای مختلف اجتماعی میباشد، در اندیشه "وبر" حائز خصوصیات و
معیارهایی است که با دانستن آنها، با این مفهوم آشنایی پیدا میکنیم. این معیارها
عبارتاند از:
1- توجه فرد رفتار کننده به رفتار، حضور و یا وجود
دیگران؛ هر نوع برخورد انسان خصلت اجتماعی ندارد، بلکه لازم است کنشگر اجتماعی با
توجه به حضور یا کنش دیگری، دست به رفتاری بزند.
2- معنادار بودن کنش؛ کنش فرد باید دارای ارزش
علامت یا نشانهای (نمادین) برای دیگران و کنش دیگران هم ارزش یا نماد (سمبل) برای
خود فرد داشته باشد. بهعبارت دیگر صرف در نظر داشتن دیگری برای آنکه کنش اجتماعی
باشد کافی نیست بلکه فرد باید با کنش خود نشان دهد که انتقادات دیگران را فهمیده
است و کنش او به منظور پاسخ به آن است و یا نشان دهد که قصد ندارد بدان پاسخ دهد.
3- متأثر بودن کنش؛ رفتار اشخاصی که در یک کنش
اجتماعی دخالت دارند بایستی تحت تأثیر ادراک آنها از معنای کنش دیگران قرار گیرد
و بهعبارت دیگر کنش اجتماعی برحسب اینکه مانند عمل بسیاری از افراد، عملی متأثر
از دیگران باشد، مشخص میشود. شایان ذکر است که وبر کنش اجتماعی را به شیوهای
ذهنی یعنی براساس معیارهای درونی افراد بیان مینماید. در مقابل، "امیل
دورکیم" به نحو عینی به کنش اجتماعی نگاه کرده و خصوصیت اجتماعی کنش را از
طریق فشارها و جبری که از خارج بر کنش افراد اعمال میشود تعیین مینماید.
هابرماس در تبیین و توضیح کنش اجتماعی میگوید که
کنش اجتماعی دو حالت بهخود میگیرد:
1) کنش معطوف به موفقیت؛ این نوع کنش که به آن
"کنش معطوف به هدف" و کنش معقول و هدفدار نیز گفته میشود، با انگیزه
دستیابی به یک هدف و تعقیب
حسابشده منفعت شخصی راجع است. در این نوع از کنش، عمل کنشگر واحد یا متعدد معطوف
به هدف میباشد، هدفی که بیشتر سازمانها و ادارههای بخشهای خصوصی و یا سرمایهداری
در تعقیب آن هستند و بهصورت محاسبات کلان اقتصادی و ارزیابی و مقیاس ضرر و زیان
است. در چنین کنشی افراد کنش خود را بر اساس محاسبات اقتصادی و یا مبانی غیرتفاهمی
شکل میدهند و ساحت یا زمینه عمل آن نظامهای اجتماعی مثل سازمانهای بزرگ اقتصادی
و اداری است. کنشگر در کنش معطوف به موفقیت، بهگونهای معقولانه و حسابگرانه
مناسبترین وسایل را برای رسیدن به یک هدف و موفقیت شخصی، برمیگزیند. هابرماس
این نوع کنش را بر دو نوع
میداند:
الف) کنش وسیلهای (ابزاری): کنش وسیلهای به کنشگر
واحدی راجع است که بهگونهای معقولانه و حسابگرانه مناسبتترین وسایل را برای
رسیدن به یک هدف برمیگزیند. این نوع کنش بهطور مستقیم با طبیعت ارتباط مییابد و
درک متقابل از طریق آن امکانپذیر نمیباشد.
ب) کنش استراتژیک (راهبردی): به عمل دو یا چند فرد
راجع بوده که در تعقیب یک هدف، کنش معقولانه و هدفدارشان را هماهنگ میکنند.
شایان توجه است که هر دوی اینها با هدف چیرگی وسیلهای
دنبال میشوند و کنشگر قصد دارد بر روی کنشهای دیگری (در استراتژیک) و یا طبیعت
(در ابزاری) نفوذ و کنترل داشته باشد. تفاوت این دو در غیراجتماعی بودن اولی و
اجتماعی بودن دومی است.
2) کنش معطوف به تفاهم؛ کنش معطوف به تفاهم که بدان
"کنش ارتباطی" یا کنش تعاملی یا متقابل و عمل تفاهمی نیز گفته شده است،
برخلاف کنش هدفدار که معطوف به یک هدف بود، دستیابی به تفاهم ارتباطی را دنبال میکند.
در این نوع کنش که برخلاف کنش معقول، رابطه دوجانبهای را دربر دارد، کنش افراد
درگیر، نه از طریق حسابگریهای خودخواهانه "موفقیت شخصی" بلکه از طریق
کنشهای تفاهمآمیز هماهنگ شده و افراد به هیچ روی در فکر موفقیت خود نبوده بلکه
هدفشان را در شرایطی تعقیب میکنند که بتوانند برنامههای کنشیشان را بر مبنای
تعریفهایی از موفقیت مشترک هماهنگ سازند.
کنش ارتباطی در واقع کنش متقابل میان عاملانی است
که از گفتار و سمبلهای غیرشفاهی بهعنوان شیوهای برای درک وضعیت متقابلشان
استفاده کرده و سعی میکنند کنشهای خود را از طریق استدلالبا همدیگر یکپارچه و
هماهنگ سازند.
هابرماس در کتاب "نظریه کنش ارتباطی" در
تبیین کنش ارتباطی مینویسد:
«در مقابل اینها (کنش راهبردی و ابزاری) من از کنش
ارتباطی سخن میگویم؛ آنجا که کنشهای کارگزاران نه از طریق محاسبات خودخواهانه
موفقیت بلکه از طریق عمل حصول تفاهم هماهنگ میشود. در کنش ارتباطی مشارکتکنندگان
در وهله اول بهسوی موفقیتهای فردی خود سمتگیری نمیکنند آنها هدفهای فردی خود
را تحت شرایطی دنبال میکنند که بتوانند نقشههای کنش خود را بر مبنای تعاریف
مشترک از وضعیت هماهنگ کنند.» در
مورد مفهوم "حصول تفاهم"که مولفه کلیدی فهم کنش ارتباطی بهشمار میرود
نیز باید توجه داشت که مراد از این اصطلاح، رسیدن به همفهمی دوطرفه در کنش
ارتباطی بوده و بنا به گفته خود هابرماس مراد از آن فرآیند رسیدن به توافق در میان
فاعلان در مقام گوینده وعمل کننده میباشد.
فرایند جهانزیست (یا زیستجهان) و نظام
هابرماس، در تئوری کنش ارتباطی دو مفهوم جهانزیست
(Life
World) و "نظام" (System) را در تقابل با همدیگر مطرح میکند. جهانزیست را باید همان
جهان معنی و کنش ارتباطی و توافق و رابطه ذهنی بین انسانها دانست، جهانی که یک
مفهوم مکمل برای کنش ارتباطی بوده و فضایی است که در آن کنش ارتباطی صورت میگیرد.
این فرایند شامل حوزهای از تجربیات فرهنگی و کنشهای متقابل ارتباطی بوده که بهطور
اساسی قابل درک و ذاتاً آشنا هستند و پایهای برای تمام تجربیات زندگی بهشمار میروند.
مولفههای اساسی این فرایند عبارتاند از: فرهنگ، شخصیت و جامعه.
اما نظام یا سیستم، همان فرایند عقلانیت ابزاری است
که حوزههای عمدهای از جهانزیست را تسخیر کرده است. هابرماس که نظام را جدای از
جهانزیست میداند، اقتصاد، سیاست و خانواده را بهعنوان اجزاء اصلی نظام طبقهبندی
کرده و معتقد است که قدرت و پول عناصر اساسی نظام را تشکیل میدهند. وی از تمایز
بین نظام و جهانزیست برای انتقاد از جامعه معاصر استفاده کرده و استدلال میکند
که در عصر سرمایهداری پیشرفته، حوزههای وسیعی از جهانزیست در درون نظام مستحیل
و بر حسب سیستم اقتصادی و نظام قدرت بازسازی شده است. از دید هابرماس در جوامع
صنعتی جدید، کنش معقول و ابزاری حوزه کنش تفاهمی و ارتباطی را در خود هضم کرده و
اعمال متکی بر محاسبات عقلانیت ابزاری، بخش اعظم کنشهای افراد را تشکیل میدهد.
او حاصل وضعیت فعلی سلطه نظام بر جهانزیست را از دست رفتن معنا، تزلزل هویت جمعی،
بیهنجاری، بیگانگی و شئگونگی جامعه قلمداد میکند.
عقلانیت ارتباطی و ابزاری (Communicative & Instrumental Rationality)
عقلانیت
ارتباطی که همان عقلانیت در قالب مفهوم کنش ارتباطی هابرماس بهشمار میرود، بهمعنای
از میان برداشتن موانعی است که ارتباط را تحریف میکنند و بهمعنای کلیتر، نظامی
ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه میشوند و در برابر انتقاد حق دفاع
داشته باشند. برای هابرماس عقلانی کردن عرصه زندگی بهمعنای ایجاد یک نظام ارتباطی
است که در آن ایدهها امکان انتقاد بیابند و در واقع عقلانیت مورد نظر او بهواسطه
امکان ایجاد یک ارتباط و گفتمان فارغ از فشار بیرونی و ترس و تهدید بهوجود میآید
و مهمترین شرط عقلانی، انتقادپذیری و دلیلپذیری میباشد. عقلانیت در عرصه کنش
ارتباطی، به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز انجامیده و مستلزم رهاسازی و
رفع محدودیتهای ارتباط میباشد. ایجاد این نوع عقلانیت در جامعه بهعقیده هابرماس
مشروط به وجود کنش ارتباطی که بر توافق و اجماع عقلانی متکی بوده، در سطح جامعه
است، همچنانکه تحقق جامعه اتوپیایی و آرمانی هابرماس نیز در گرو آزاد بودن
کنشگران یک جامعه در ارتباط با همدیگر و رسیدن ایشان به درک مشترک از طریق استدلال
و به دور از فشار و محدودیت میباشد.
لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
تاریخ:جمعه 23 دی 1390-11:19 بعد از ظهر
پس از جنگ سرد مهمترین اقداماتی که دشمنان یک کشور برای از هم پاشیدن نظام سیاسی و فرهنگی آن کشور انجام می دهند و در آن تا حدود زیادی هم به پیروزی رسیده اند جنگ نرم است . جنگ نرم عبارتست از : « جنگ نرم مجموعه ای از اقدامات است که دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی را دنبال می کند و در واقع به دنبال نوعی سلطه در ابعاد سه گانه ی حکومت ، اقتصاد و فرهنگ است .»
جنگ نرم ویژگی های خاص خود را دارد که می توان با توجه به همین ویژگی ها اهمیت و جایگاه آن را در نظام بین الملل بررسی کرد . ویژگی های جنگ نرم را می توان به طور خلاصه اینگونه برشمرد : جنگ نرم در پی تغییر قالب های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی آرام، تدریجی و زیرسطحی عمل می کند. نمادساز است و اثری پایدار و بادوام دارد . جنگ نرم آسیب محور و چند وجهی است. جنگ نرم هیجان ساز ،پرتحرك و جاذبه دار می باشد . جنگ نرم تضادآفرینی و تردید آفرینی از ویژگی های دیگر آن است و در آخر می توان گفت در جنگ نرم از ابزار روز استفاده می شود.
با وجود همه ی این ویژگی ها ، جنگ نرم به انواع و اشکال مختلفی همچون جنگ روانی، جنگ رایانهای ، اینترنتی، براندازی نرم، راهاندازی شبكههای رادیویی و تلویزیونی و شبكهسازی تقسیم می شود .
همانطور که گفتیم یکی از اشکال جنگ نرم ، جنگ نرم رایانه ای است که می توان ویژگی هایی که در وصف جنگ نرم ارائه شد در این جنگ به خوبی مشاهده و مورد بررسی قرار داد .
جنگ رایانه ای ، تلاش برای کسب اطلاعات هرچه بیشتر برای دشمن و جلوگیری از کسب اطلاعات توسط وی برای نیروهای خودی است یا به تعبیری، تلاش برای تغییر توازن اطلاعات و دانش به نفع خود، بخصوص در وضعیتی که توازن نیروهای نظامی به نفع خودی ها نیست و در نهایت جنگ رایانه ای به معنای استفاده از اطلاعات برای به حداقل رساندن سرمایه، جنگ افزار و نیروی انسانی مورد نیاز برای کسب پیروزی در جنگ است.
مهمترین روشها و انواع جنگ نرم رایانه ای که در سالهای اخیر کشورهای مختلف در مواجهه با یکدیگر به کار گرفته اند به شرح ذیل می باشد :
جنگ بر روی شبکهNCF:
امروزه صحبت از چیزی بنام جنگ از راه دور به میان می آید، جنگی که در آن فرماندهان و افسران از نقطه ای بسیار دور مستقیما عملیات نظامی در یک منطقه جنگی را بدست گرفته و آن را هدایت می کنند براساس یک گزارش از رادیو آمریکا وزارت دفاع آمریکا – پنتاگون - قصد دارد سیستم های تسلیحاتی و نظامیان را در شبکه ای ادغام کند که به آن جنگ مبتنی بر شبکه می گویند آنها می توانند از طریق هر PC که دارای یک کاوشگر اینترنتی و یک نرم افزار ویژه نظامی باشد به شبکه کامپیوتری نیروی هوایی آمریکا متصل شوند و پس از آن می توانند هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین را بطرف هدف راهنمایی کرده و یا تقاضای حمله هوایی کنند و یا حتی مسیر پرواز را طراحی کنند.
مانور مجازی:
چندی پیش میان امریکا و قطر قرار دادی امضا شد که در آن مقرر شد یک پایگاه هوایی آمریکا در این کشور را تکمیل و بازسازی نمایند. در پی این قرارداد وزیر دفاع وقت آمریکا _ژنرال رامسفلد_ از این پایگاه بازدید کرد . مدتی بعد علاوه بر مانور حقیقی که در آب های خلیج فارس صورت گرفت چندین مانور مجازی که در آن به جای سربازان ، کارشناسان آمریکایی و بریتانیایی از نرم افزار های کامپیوتری و شبیه سازی ها استفاده کردند ، انجام شد . در این مانور تکنولوژی های مدرن ارتباطات و مخابرات و کنترل و فرماندهی مورد آزمایش قرار گرفت .
استراتژی رخنه رایانه ای
دولت امریکا ماهها پیش از شروع جنگ علیه عراق در راستای جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی خود علیه این کشور ، استراتژی معینی را تحت عنوان " استرتژی رخنه و ایجاد اختلال در سیستم های رایانه ای دشمن تصویب کرده بود. بر اساس این استراتژی ماهها و هفته ها پیش از شروع جنگ باید سیستم های ارتباطی رایانه ای در عراق شناسایی می شد و عملیات لازم برای نفوذ و اختلال در عملکرد آنها صورت می گرفت . ابتدای امر قرار بود آمریکا سیستم های رایانه ای عراق را با استفاده از شیوه های پیشرفته نفوذ و اخلال اینترنتی هدف قرار دهد اما با توجه به اینکه سیستمهای حساس عراق به اینترنت متصل نمی شدند امریکا نتوانست از این حربه استفاده کند . بنابر این از طریق به راه انداختن جنگ روانی از طریق پست الکترونیکی مقاصد خود را دنبال کرد به این طریق که پیش از شروع جنگ ، برای ژنرال های عراقی نامه هایی الکترونیکی که در آن آمده بود : " ما تو را شخصا می شناسیم ،" ارسال گشت و از آنهاخواسته شده تا با ارسال علائم نوری در طول جنگ محل اختفای سلاح های کشتار جمعی را مشخص کند . چند سال پیش امریکا حدود یکهزار هکر حرفه ای را استخدام کرد تا برای نفوذ به شبکه های رایانه ای کشورهای هدف امریکا استفاده کند . در مقابل باید گفت امریکا به عنوان کشوری که بیشترین وابستگی را به سیستم های رایانه ای دارد قابلیت آسیب پذیری بیشتری هم دارد . تنها یک ویروس به نام slammer در مدت زمان کوتاهی توانست خدمات اضطراری در شهر سیاتل را مختل کند .
تروریسم رایانه ای
تروریسم رایانه ای واژه جدیدی می باشد که به ادبیات سیاسی جهان وارد شده است . این نوع عملیات تروریسیتی به هر گونه اقدامات خرابکارانه ای گفته می شود که نفوذگران و اخلال گران رایانه ای علیه شبکه های رایانه ای و اینترنتی یک کشور انجام می دهند . هم اکنون شبکه اینترنت ، وسیله و بستر مناسبی برای نفوذ اخلال گران به شبکه ها شده است .
اخلالگران رایانه ای دارای اهداف گوناگونی هستند ، برخی با هدف کسب پول و سرمایه به شبکه ها نفوذ می کنند و مثلا با هک کردن کارتهای اعتباری ، پول سرشاری به جیب می زنند ، بعضی دیگر هدفشان سرگرمی ، تفریح و یا به رخ کشیدن توان فنی و علمیشان به دیگران است .اما آنانکه در جنگ نرم مورد نظر هستند هکرهایی هستند که دارای گرایشات سیاسی و اجتماعی بوده و activities نام دارند . هدف عمده ی این هکر ها اخلال در سیستم های رایانه ای سازمان ها ، وزارتخانه ها یا شبکه های مرتبط با یک دولت هدف است . با وجود چنین گروهی و با توجه به سوابق رفتاری این گروهها دست اندرکاران صنعت رایانه معتقدند حملات رایانه ای در هر مرحله که انجام شود موضوع و خطر جدی برای امنیت ملی قلمداد می شود اما این حملات را در شرایط کنونی تنها باید عاملی برای تاخیر در انجام کار ها و نوعی دردسر قلمداد کرد !
لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید